احکام ما (گلبرگ احکام)

وابسته به پایگاه مجازی میبد ما

احکام ما (گلبرگ احکام)

وابسته به پایگاه مجازی میبد ما

احکام ما (گلبرگ احکام)

امام صادق (ع) فرمود:
العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی’ غیر الطریق و لا یزیده سرعةُ السیر الا بُعدا

کسی که بدون آگاهی وظایفش را انجام دهد، مانند کسی است که از بیراهه می رود و هر چه تندتر رود، از مقصدش دورتر می شود.
(کافی، چاپ دارالحدیث، ج1، ص106)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

جمعه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۴۱ ب.ظ

۰

چرا تقلید کنیم؟

جمعه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۴۱ ب.ظ

فلسفه تقلیدمهمترین موضوع، قبل از آگاهی از احکام دین، آشنایی با تقلید و ضرورت آن است. تقلید یکی از مسائل پذیرفته شده نزد هر عقل سلیمی است؛ به همین دلیل مشاهده می شود اغلب مردم در گفتار و کردار، معتقد و پیرو عقیده و دستورات فردی مطلع و آگاه می شوند و در هر قسمت از امور زندگی خویش- که خود نسبت به آن اطلاع و آگاهی ندارند- به همان فرد مطلع و آگاه مراجعه می کنند.

به فرموده مرحوم علامه طباطبایی (قدس سره): «هر انسانی در بخش بسیار کوچکی از جهات حیات خود به اجتهاد می پردازد و بخش های دیگر(بزرگترین قسمت زندگی) را با تقلید می گذراند... [1]» بنابراین در جایی که تقلید در همه جوامع بشری راه دارد شکی نیست که معتقدان به بندگی خدای سبحان نیز اگر مجتهد نباشند، تقلید از مجتهد جامع الشرایط را بر خود واجب می دانند زیرا مطلعند که در هر حرکتی نیاز به شناخت و آگاهی دارند [2]. و به خاطر گستردگی احکام و حدود دین کمتر کسی قادر است احکام دینی را استنباط کند.

لذا «تقلید» در مسائل و احکام دین، مورد پذیرش عقل سلیم و فطرت پاک قرار گرفته و ضروری است. «بنابراین تقلید یعنی: پیروی آگاهانه کسی که نمی داند از کسی که می داند».

«وقتی کسی از دانش و تخصصی برخوردار است و دیگران از آن محروم هستند عقل و فطرت انسان ایجاب می کند که از آن عالم در زمینه تخصصش پیروی شود و حرف او مورد پذیرش قرار گیرد .... کسی که مریض است به صورت طبیعی به سراغ پزشک می رود؛ یا کسی که می خواهد خانه بسازد و نیاز به نقشه و طرح ساختمانی دارد به سراغ مهندس ساختمان می رود تا برای او نقشه تهیه کند و چون مراجعه به متخصصین در هر فن و مراجعه به عالم، امری فطری و عقلانی است، نیازی به دستور العمل ندارد و مثلا لازم نیست که مریض را وادار کنند که نزد پزشک برود، چون او خود چنین تشخیصی را دارد و برای علاج خود چاره ای جز مراجعه به پزشک ندارد.

با توجه به آنچه گفتیم کسانی که وظایف دینی و احکام شرعی را نمی دانند به مقتضای فطرت و عقل خود سراغ کسانی می روند که در مسائل دینی تخصص دارند و به درجه اجتهاد و فقاهت نایل آمده اند و از آنان تقلید می کنند ...» [3]

خداوند تبارک و تعالی نیز در قرآن درباره ضرورت مراجعه به عالمان و هدایت یافتگان به حق و پیروی از آنها و نکوهش تبعیت از نااهلان و هدایت نایافتگان خداوند در قرآن کریم می فرماید:

«أفَمَن یهدی الی الحقِّ أحَقُّ أن یُتَّبَعَ أمَّن لا یَهِدِّی الا أن یُهدی فما لکم کیف تحکمون» (یونس، آیه 35)

پس آیا کسی که به سوی حق رهبری می­کند سزاوارتر است مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که راه را نمی­یابد مگر آنکه هدایت شود؟

و با توجه به همین حقیقت است که خداوند در قرآن می فرماید:

«فَسئَلوا أهلَ الذِکر ان کنتم لا تعلمون» (نحل آیه 43)

پس اگر نمی دانید از دانایان بپرسید.

در احادیث شریف از ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز به این امر مهم پرداخته شده است از جمله در توقیعی شریف از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است:

«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ» [4]

حوادثى که براى شما پیش مى‏آید، (براى دانستن حکم آنها) رجوع کنید براویان حدیث ما زیرا آنها حجّت من بر شما هستند، و من حجّت خدا میباشم.

این راویان در زمان بعد از غیبت منحصر بفقها و مجتهدین و مراجع تقلید شیعه است. زیرا آنها در سایه اجتهاد و تسلط بر مدارک احکام از هر کس دیگر در استنباط احکام شرعى استادترند و بعبارت دیگر کارشناس این فن هستند. [5]

و در روایتی دیگر از امام عسکری (علیه السلام) وارد شده است:

«فَأَمَّا مَنْ‏ کَانَ‏ مِنَ‏ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعَهُم‏» [6]

بنابرین هر کس از فقیهان که حافظ نفس خویش باشد، و دین خود را حفظ کند، و به مخالفت با هواهاى خویش برخیزد، و فرمان خداى خویش را اطاعت کند، بر عموم است که از او تقلید کنند. و آن نخواهد بود، مگر بعضى از فقیهان شیعه نه همه آنان.

.

ضرورت تفکیک تقلید پسندیده از تقلید ناپسند

با وجود واضح بودن آنچه گفتیم (که مراجعه به متخصصان در هر فن وتقلید از آنها فطری و عقلانی است)، شیاطینی همواره مترصدند تا انسان ها را از راه حق منحرف کنند و برای این منظور حتی در واضح ترین و بدیهی ترین مسائل تشکیک می کنند و بنابراین در تقلید از علمای دین نیز تشکیک می­کنند.

با این که همه فقهاء در رساله های عملیه خود نوشته اند که مسلمان برای انجام وظائف و تکالیف شرعی خود، یا باید مجتهد باشد و یا اگر می تواند احتیاط کند و در غیر این صورت واجب است که از فقیه جامع الشرایط تقلید کند؛ عده ای این شبهه را مطرح می کنند که نباید در حوزه دین تقلید کرد و تقلید کار میمون است!!! مگر تقلید از مرجع جامع الشرایط جز این است که کسی که اطلاعات پزشکی ندارد و نمی تواند خود را معالجه کند نزد پزشک می رود و از او می خواهد که او را معالجه کند. حتی وقتی پزشکی که در شاخه ای از علوم پزشکی تخصص دارد به مرضی مبتلا می شود که درمان آن در تخصص او نیست به پزشکی مراجعه می کند که در درمان بیماری او تخصص دارد و به دستورالعمل او عمل می کند.

ناشایسته تر آنکه گاهی با ورزشکار و قهرمان وزنه برداری که در زمینه اقتصاد هیچ تخصصی ندارد مصاحبه می کنند و نظر او را درباره تورم و اشتغال جویا می شوند در صورتی که باید از او در باره فنون ورزش و وزنه برداری پرسید نه آنچه در تخصص او نیست. یا در ارتباط با نظریه ای دینی به سراغ یک سیاستمدار و حتی هنرپیشه می روند و از او نظر خواهی می کنند و سپس نظر و رأی او را به عنوان رای صحیح و مقبول ارائه می دهند. متاسفانه این تقلید ناپسند و مذموم شایع را رد نمی کنند و مورد نکوهش قرار نمی دهند؛ اما نسبت به تقلید از فقها که عقل و فطرت سالم آن را لازم می شمرد و نیاز مبرم جامعه دینی است ایجاد شبهه می کنند و می گویند این تقلید کار میمون است!!! و بی جهت روحانیت، مردم را به تقلید وا می دارند در واقع کسی که چنین اتهامی می زند خود میمون وار از دشمنان اسلام تقلید می کند و کورکورانه به خواست آنها عمل می کند..[7]

.

در پایان یک مساله خدمت خوانندگان تقدیم می کردد:

از نظر مراجع تقلید، اگر مکلف مدتی اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد در صورتی اعمال گذشته او صحیح است که عملش مطابق با فتوای (امام خمینی: مجتهدی که وظیفه‎اش تقلید از او بوده است یا) مجتهدی که فعلاً باید از او تقلید کند باشد، مگر آنکه بیشتر از حکم مجتهد احتیاط کرده باشد.[8]

بنابراین مساله تقلید بسیار اهمیت دارد و انتخاب مرجع تقلید موجب صحت اعمال و نداشتن مرجع ممکن است موجب بطلان برخی از اعمال شود زیرا ممکن است برخی از اعمال ما مطابق نظر مرجعی که باید از او تقلید کنیم نباشد و باطل شود.

برگرفته از سایت پورتال انهار با تلخیص و اضافات فراوان.

____________________________________

1-  مرجعیت ص17.

2- علی علیه السلام: یا کمیل! ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی معرفة... (بحارالانوار 77/412)

3- نقش تقلید در زندگی انسان ص42 مباحث استاد علامه آیت الله مصباح یزدی مدظله.

4-  احتجاج طبرسی، ج2، ص470؛ وسائل الشیعة ؛ ج‏27 ؛ ص140.

5- مهدی موعود، ترجمه جلد 51 بحار الانوار، ص 1251.

6-  احتجاج طبرسی، ج‏2، ص458.

7-  اشاره به مطالبی که دکتر هاشم آغاجری درسخنرانی خود در خانه معلمان شهر همدان درتاریخ 29/3/1381 بیان کرد و با وقاحت تمام و بکار بردن ادبیاتی زشت و غیر اخلاقی! مقدسات اسلامی را زیر سوال برد و احساسات پاک اسلامی مردم متدین را جریحه دار کرد. پس از ایراد آن سخنرانی الحاد آمیز اعتراضات گسترده ای از سوی عموم مردم و فرهیختگان دانشگاه و علما و مراجع عظام صورت گرفت و همه یکپارچه خواستار رسیدگی قضایی به این موضوع شدند.

ایشان در بخشی از سخنان خود می گویند: تمام آموزش های دینی که در دستگاه رسمی و سنتی مذهب ارائه می گردد آموزه هایی گرد آمده سیاه و تاریک و عتیقه است که باید نقادی و به دور ریخته می شد. او پس از آنکه تقلید از مرجعیت دینی را رد می کند و هر کس را با هر معلوماتی، صالح برای استخراج احکام و آموزه های عملی دین، ازقران و روایات می داند می گوید: مگر مردم میمون هستند که تقلید کنند.

8- توضیح المسائل 13 مرجع، م14؛ اجوبه الاستفتاءات رهبری، س7.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی